تبليغاتX
جنبش سبز و تقلب در انتخابات
جنبش دانشجويي/1/ گفت‌وگو با سيد نظام الدين موسوي؛
از پيوند چپ‌ها و دولت هاشمي و تأثير بشيريه بر آن‌ها تا ناگفته‌هاي 18 تير/ ميرحسين موسوي گفت هر جا نهضت آزادي بود امريكا هست

تحولات مهم سیاسی دهه 70 و جنبش دانشجویی کشور و به‌طور خاص دانشگاه تهران، محور اصلی گفت‌وگو با سید نظام الدین موسوی بود كه به‌عنوان اولين مصاحبه از سلسله گفت‌وگوها به‌مناسبت 16 آذر و روز دانشجو تقديم مي‌شود.

موسوي، فارغ التحصیل علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مسئول سياسي بسيج دانشجويي اين دانشگاه در اوج حوادثي مانند 18 تير 78 بوده و اكنون نیز مدیر عامل خبرگزاری فارس است. وي، به‌واسطه حضور در بسیاری از وقایع حساس و مهم آن سال‌ها، خاطرات جذاب و ناگفته‌ای از دوران دانشجویی‌اش دارد که تنها بررسي بخش‌هایی از آن، بیش از چهار ساعت زمان مي‌برد:

روايتي از فضاي كلي جامعه و دانشگاه تهران در ابتدای دهه 70 بگوييد.

در آن زمان، فضاي دانشگاه و جامعه آبستن يك سري تحولات بود. مرزبندي‌هاي جديدي داشت ايجاد مي‌شد و آرايش سياسي كشور در حال تحول بود.

در سال 72، دولت جديد آقاي هاشمي مستقر شده بود. آرايش سياسي تا قبل از آن چپ و راست بود، يعني در انتخابات سال 68 رياست جمهوري و انتخابات مجلس در سال 70 صف‌بندي سياسي، چپ و راست بود كه جامعه روحانيت و سايرين و دولت آقاي هاشمي جناح راست و مجمع روحانيون و مجاهدين انقلاب و تحكيم وحدت جناح چپ را تشكيل مي‌دادند. در مجلس چهارم نیز که طیف راست، اکثریت را به‌دست آورد شعار تبلیغاتی‌اش این بود: "پيروي از خط امام، اطاعت از رهبري، حمايت از هاشمي" لذا در اين فضا جريان چپ به حاشيه رفت و حتی امثال موسوی خوئینی‌ها هم نتوانستند وارد مجلس شوند و رأی نیاوردند.

در دولت آقای هاشمی نیز طیف قابل توجهی از نیروهای راست جایگرین نیروهای چپ شدند. مثلاً آقاي محتشمي‌پور را از وزارت کشور برداشتند و بشارتی را جايگزين كردند یا حتي آقاي هاشمي براي آقاي ميرحسين موسوي جلسه توديع هم نگذاشت و ايشان به حالت قهر رفت.

اما اتفاقاتي كه پس از چند سال افتاد، اين بود كه بين جبهه راست یعنی جامعه روحانيت و دولت آقاي هاشمي و جريان حزب‌الله شكاف‌هايي ايجاد شد. يعني مشخص شد فضاي فكري دولت، فقط كنار گذاشتن جريان چپ اقتصادي يا مجمع روحانيون نيست، بلكه در درون دولت تحولاتي شكل مي‌گيرد كه به سمت ليبراليسم گرايش دارد. البته آن زمان بيشتر ليبراليسم اقتصادي مشهود بود. برخي افرادي كه مي‌فهميدند احساس كردند روند دولت -فارغ از مرزبندي با جريان چپ- داراي ايرادها و اشكال‌هايي است. يعني فارغ از انتقادات روزنامه سلام و بيان و سازمان مجاهدين و... از منظر نيروهاي حزب‌اللهي هم انتقادهايي نسبت به دولت وجود داشت كه موجب تغيير در آرايش سياسي كشور شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 20:49 توسط مهدی حق خواه |

بررسي بند بند پيروزي ديپلماتيك ايران در بيانيه تهران
پاسخ به ادعاي شتابزده توكلي درباره مغاير مصالح بودن بيانيه


گروه سياسي- احسان صالحي: چند ماه بيشتر از دولت نهم نگذشته بود كه يوشكا فيشر وزير امور خارجه آلمان در اولين دور از مذاكرات با تيم جديد هسته‌اي در حالي كه تصور مي‌كرد كماكان مي‌تواند با ادبيات تعليق و تهديد ايران را به تعليق علمي و تكنولوژيكي درآورد در حضور خاوير سولانا و در پاسخ به اينكه مگر هدف از تعليق موقت، اعتمادسازي نبود و آيا فكر نمي‌كنيد زمان كافي براي اين روند سپري شده باشد، با گستاخي گفت كه خير چه كسي گفته تعليق موقتي است، تعليق بايد دائمي باشد و در ادامه نيز بايد كليه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران تعطيل و تجهيزات تخريب شود. اين اظهارنظر البته در بسته پيشنهادي سال 84 به ايران نيز به نحو ديگري منعكس شد.



به گزارش رجانيوز، اكنون پس از گذشت 4 سال و در شرايطي كه بيش از 7 هزار دستگاه در سانتريفيوژ نطنز فعال است، سايت فردو ايران در مرحله تجهيز قرار دارد، بيش از 2000 كليوگرم ذخيره اورانيوم 3،5 درصد در ايران موجود است، بي‌اثر بودن قطعنامه‌هاي شوراي امنيت در توقف ايران براي همه روشن شده است، جمهوري اسلامي پس از پيروزي در دوئل ديپلماتيك نيويورك، در تهران نيز طي نشستي سه‌جانبه به موفقيتي تاريخي دست يافت.

اگرچه معدود افرادي مانند احمد توكلي كه عادت به اظهارنظرهاي شتابزده دارند، ادعا كرده‌اند اين توافقنامه! مصالح ملي را تأمين نمي‌كند و در ادعاي جالب‌تري اضافه كرده‌اند كه ايران در اين توافقنامه تعهدات يك طرفه‌اي داده است.

توكلي در حالي مسئولان را متهم مي‌كند كه گويا هنوز فرق ميان بيانيه (Declaration) و توافقنامه (Agreement) را نمي‌داند. اما آيا ايران در همين بيانيه تعهدات يك‌طرفه داده است؟

در بند يك اين بيانيه بند 4 NPTمورد تصريح قرار گرفته و در حالي كه 4 قطعنامه شوراي امنيت و قطعنامه‌هاي شوراي حكام درخواست غيرقانوني تعليق كليه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران را مطرح مي‌كنند، صراحتاً بر حق ايران درخصوص در اختيار داشتن چرخه سوخت هسته‌اي شامل فعاليت‌هاي غني‌سازي تأكيد شده است. اين تعهد يك‌طرفه است؟

چرا آقاي توكلي كه هنوز فرق ميان توافقنامه و بيانيه و الزامات حقوقي ميان اين دو را نمي‌داند، در حوزه سياست خارجي بي‌تخصص است و حتي حاضر نشده متن فارسي بيانيه را يك بار با دقت بخواند و پيروزي آشكار ايران را در بند بند آن مشاهده كند، به راحتي به خود اجازه مي‌دهد دستاورد بزرگ نمايندگان ملت ايران را تحقير كند؛ آنهم در شرايطي كه رسانه‌هاي صهيونيستي نيز به اين دستاورد بزرگ پي برده و در حال سرزنش تركيه و برزيل هستند و لحن سرد امريكا و اروپا نيز نشان از شوك آن‌ها از چيره‌دستي ديپلماتيك ايران دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389ساعت 1:35 توسط مهدی حق خواه |



جنگ نرم از منظر ديگر در گفتگوي تفصيلي نماينده‌كليميان با فارس:
كوكاكولا و باربي به دروازه‌هاي سلطه‌نرم بر جهان تبديل شده‌اند

خبرگزاري فارس: سيامك مره‌صدق معتقد است تغيير دادن عادات غذايي مردم و گسترش فرهنگ فست‌فودي يكي از ابزار‌هاي مورد استفاده بيگانگان در جنگ نرم است.

مره صدق نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس در خصوص يكي از ابزارهاي جنگ نرم و سيطره فرهنگي غرب مطالب جالبي ارائه داده است. او معتقد است يكي از راههاي تغيير فرهنگ در يك جامعه و به تبع آن تسلط كامل بر امورات آن كشور، تغيير در عادات غذايي و پوشاك افراد آن جامعه است. 
گفتگوي تفصيلي مره‌صدق با فارس را درباره جنگ نرم از منظر ديگر مي‌خوانيد:

*مردم مورد تهاجم عادت غذايي غرب قرار گرفته اند

سيامك مره‌صدق نماينده كليميان و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس اظهار داشت: مبحث فرهنگي مبحث بسيار پيچيده‌اي است و اين مبحث الزاما محدود به پخش فيلم‌هاي خلاف اخلاق و يا نشان دادن موسيقي لس آنجلسي نمي‌شود.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس خاطرنشان كرد: بسياري از خانواده‌هايي كه مورد تهاجم فرهنگي هستند تماشاي ماهواره يا موسيقي مبتذل غربي را ممنوع مي‌دانند و حتي اگر كسي قرار است اين خلاف را انجام دهد سعي مي‌كند تا حريم خانواده را از آن بي اطلاع نگه دارد.
نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي در خصوص عاداتي مانند غذا خوردن و رابطه آن با تهاجم فرهنگي اظهار داشت: ما گمان مي كنيم مسائلي مانند غذا خوردن جنبه فرهنگي ندارد در صورتيكه اينطور نيست متاسفانه امروز برخي پيروي از عادت خاصي در غذا خوردن كه نشانه مد است را "كلاس " مي‌دانند.
وي افزود: مسائل ياد شده باعث مي‌شود كه تهاجم فرهنگي از زوايايي مانند عادات غذايي بيشتر بتواند نفوذ كند و رفته رفته در ابعاد ديگر هم سيطره خود را گسترش دهد.

مره‌صدق تاكيد كرد: فرهنگ غذا خوردن ايراني و دور يك سفر بودن با هم و اينكه غذايي كه پخته مي‌شود حرمت دارد و كسي كه سعي مي‌كند و اين غذا را مي‌پزد بايد به او احترام گذاشت و از تلاش‌هايي كه براي تهيه غذا به عمل آمده قدرداني كرد در فرهنگ فست فودي هيچ جايگاهي ندارد.

*فرهنگ فست فودي دنيا را به سمت سيستم سرمايه داري هدايت كند

عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس ادامه داد: فرهنگ فست فودي در همه جاي دنيا به اين بهانه مطرح شده است كه وقت براي غذا خوردن كم است و افراد زودتر غذاي خود را بخوردند تا به بقيه كارها برسند كه به نظر من اين مسئله بخشي از فرهنگ مصرف زدگي غرب است كه قصد دارد اوقاتي را كه افراد با خانواده خود مي‌گذرانند كم كند و دنيا را به سمت سيستم سرمايه داري هدايت كند.
مره‌صدق خاطرنشان كرد: غربي‌ها با گسترش اين فرهنگ قصد دارند وقتي را كه افراد در كنار خانواده خود مي‌گذرانند و گفتگوهايي را كه با هم انجام مي‌دهند از افراد بگيرند و افراد را بعد از غذا خوردن حتي اگر كاري هم در خانه ندارند تبديل به مصرف كننده‌هاي قسمت‌هاي ديگر فعاليت‌هاي فرهنگي مانند تماشاي تلويزيون كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 19:20 توسط مهدی حق خواه |

سرمايه داري دوستت داريم!!!!!!!!!!!!!!!!!

جنگ نرم از منظر ديگر در گفتگوي تفصيلي نماينده‌كليميان با فارس:
كوكاكولا و باربي به دروازه‌هاي سلطه‌نرم بر جهان تبديل شده‌اند

خبرگزاري فارس: سيامك مره‌صدق معتقد است تغيير دادن عادات غذايي مردم و گسترش فرهنگ فست‌فودي يكي از ابزار‌هاي مورد استفاده بيگانگان در جنگ نرم است.

مره صدق نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس در خصوص يكي از ابزارهاي جنگ نرم و سيطره فرهنگي غرب مطالب جالبي ارائه داده است. او معتقد است يكي از راههاي تغيير فرهنگ در يك جامعه و به تبع آن تسلط كامل بر امورات آن كشور، تغيير در عادات غذايي و پوشاك افراد آن جامعه است. 
گفتگوي تفصيلي مره‌صدق با فارس را درباره جنگ نرم از منظر ديگر مي‌خوانيد:

*مردم مورد تهاجم عادت غذايي غرب قرار گرفته اند

سيامك مره‌صدق نماينده كليميان و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس اظهار داشت: مبحث فرهنگي مبحث بسيار پيچيده‌اي است و اين مبحث الزاما محدود به پخش فيلم‌هاي خلاف اخلاق و يا نشان دادن موسيقي لس آنجلسي نمي‌شود.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس خاطرنشان كرد: بسياري از خانواده‌هايي كه مورد تهاجم فرهنگي هستند تماشاي ماهواره يا موسيقي مبتذل غربي را ممنوع مي‌دانند و حتي اگر كسي قرار است اين خلاف را انجام دهد سعي مي‌كند تا حريم خانواده را از آن بي اطلاع نگه دارد.
نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي در خصوص عاداتي مانند غذا خوردن و رابطه آن با تهاجم فرهنگي اظهار داشت: ما گمان مي كنيم مسائلي مانند غذا خوردن جنبه فرهنگي ندارد در صورتيكه اينطور نيست متاسفانه امروز برخي پيروي از عادت خاصي در غذا خوردن كه نشانه مد است را "كلاس " مي‌دانند.
وي افزود: مسائل ياد شده باعث مي‌شود كه تهاجم فرهنگي از زوايايي مانند عادات غذايي بيشتر بتواند نفوذ كند و رفته رفته در ابعاد ديگر هم سيطره خود را گسترش دهد.

مره‌صدق تاكيد كرد: فرهنگ غذا خوردن ايراني و دور يك سفر بودن با هم و اينكه غذايي كه پخته مي‌شود حرمت دارد و كسي كه سعي مي‌كند و اين غذا را مي‌پزد بايد به او احترام گذاشت و از تلاش‌هايي كه براي تهيه غذا به عمل آمده قدرداني كرد در فرهنگ فست فودي هيچ جايگاهي ندارد.

*فرهنگ فست فودي دنيا را به سمت سيستم سرمايه داري هدايت كند

عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس ادامه داد: فرهنگ فست فودي در همه جاي دنيا به اين بهانه مطرح شده است كه وقت براي غذا خوردن كم است و افراد زودتر غذاي خود را بخوردند تا به بقيه كارها برسند كه به نظر من اين مسئله بخشي از فرهنگ مصرف زدگي غرب است كه قصد دارد اوقاتي را كه افراد با خانواده خود مي‌گذرانند كم كند و دنيا را به سمت سيستم سرمايه داري هدايت كند.
مره‌صدق خاطرنشان كرد: غربي‌ها با گسترش اين فرهنگ قصد دارند وقتي را كه افراد در كنار خانواده خود مي‌گذرانند و گفتگوهايي را كه با هم انجام مي‌دهند از افراد بگيرند و افراد را بعد از غذا خوردن حتي اگر كاري هم در خانه ندارند تبديل به مصرف كننده‌هاي قسمت‌هاي ديگر فعاليت‌هاي فرهنگي مانند تماشاي تلويزيون كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 19:19 توسط مهدی حق خواه |

تدارك گسترده حزب بعث براي ايجاد آشوب پس از شمارش آراء
بعثي ها هم تقلب را بهانه شكست در انتخابات عراق قرار دادند

همزمان با آغاز زمان قانوني برگزاري انتخابات پارلماني عراق، موضوع «تقلب گسترده در انتخابات» از سوی حزب بعث و حامیان رسانه ای آن به يكي از اصلي ترين مباحث مرتبط با اين انتخابات در حال تبليغ گسترده است.

به گزارش رجانیوز، شبکه های تلویزیونی الانبار، الشرقیه و البابلیه که از رسانه های همسو با حزب بعث به هستند، در حالي در يك سناريوي هماهنگ با رسانه های عربستان سعودی و آمریکا موضوع «التزویر» (تقلب) در انتخابات را مورد توجه ويژه قرار داده اند كه از مدت ها پيش با وجود حذف بعثيون از چرخه رقابت، بشدت به دنبال بازگرداندن اين حزب منفور عراقي در گرودنه قدرت اين كشور هستند.

گفتنی است در اولین انتخابات پارلمانی عراق، ائتلاف شیعه این کشور توانست با توجه به اکثریت شیعیان در این کشور، اکثریت کرسی‌های پارلمانی را از آن خود کند.

در همین راستا و در دومین انتخابات پارلمانی بعد از سقوط صدام، تلاش گسترده ای از سوی حزب بعث و حامیانش خصوصا كشورهاي افراطي عربي و نيروهاي امريكايي حاضر در عراق جهت رقابت با ائتلاف شیعه عراق آغاز شده است و طرح «تقلب در انتخابات»، آخرین شيوه اين جريان به رهبري الياد علاوي جهت تاثیرگذاری بر افکار عمومی این کشور است.

اين در حالي است كه با وجود رقابت دو ائتلاف مهم عراق به رهبري ابراهيم جعفري و نوري مالكي در اين انتخابات، ناظران امريكايي، نتايج انتخابات پارلماني كنوني عراق را در هر صورت به زيان منافع امريكا و در راستاي منافع جريان مقاومت در منطقه خاورميانه قلمداد كرده اند.

در همين حال، شبکه تلویزیونی الشرقیه به ریاست "بزاز" که از نزدیکان صدام حسین از زمان حکومت بعث به شمار می‌رود ، در واکنش به اقبال کم مردم عراق به کاندیداهای نزدیک به این حزب، به صورت تلویحی از آشوب هواداران این حزب پس از اعلام نتایج خبر داده است.

مجری این ویژه برنامه در شبکه الشرقیه، به طور مداوم در حال پرسیدن این سوال است که "آیا مردم تقلب را قبول خواهند کرد و اگر تقلب شود، چه پیامدی به همراه خواهد داشت؟" و در جواب این سوالات نیز، یک به اصطلاح بیننده تلویزیونی در تماسی تلفنی که از این شبکه تلویزیونی پخش شد، تاکید کرد "در صورت تقلب در انتخابات، با فوران خشم از دل ملت عراق مواجه خواهیم بود."

مقتدي صدر يكي از رهبران شيعيان عراق نيز در مصاحبه خود در تهران از امكان ايجاد آشوب در روزهاي پس از انتخابات ابراز نگراني كرده بود.

اين چندمين بار در طول ماه هاي گذشته است كه جرياناتي كه از سوي امريكا حمايت مي شوند، در كشورهاي مختلف از موضوع تقلب در انتخابات سخن به ميان آورده اند.

چنانكه چندي پيش نیز در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، عبدالله عبدالله نامزد مورد حمایت جبهه ملی افغانستان که مورد حمایت گسترده غرب نیز قرار داشت، پس از اعلام پیروزی حامد کرزی از سوی ستاد انتخابات این کشور، از وقوع تقلب گسترده در انتخابات سخن گفت.

عبدالله مهم ترین دلایل خود جهت اعلام تقلب گسترده در انتخابات این کشور را پاک شدن جوهر مخصوص رای دادن از انگشتان، عدم صدور کارت شناسایی برای برخی ناظران ، اخراج تعدادی از آنها از حوزه‌های رای‌گیری، ابهام در آمار واجدين شرایط در برخی مناطق و ... اعلام کرده بود اما برگزار کنندگان انتخابات در افغانستان ادعاهای عبدالله را مستند ندانستند.

در كشور اوكراين نيز نخست وزير انقلاب نارنجي پس از شكست در انتخابات با ترتيب دادن حركت هاي خياباني به آنچه تقلب در انتخابات مي خواند اعتراض كرد.

لازم به ذکر است در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشورمان نیز در حالي كه شمارش آرا به پايان نرسيده بود، ميرحسين موسوي كه مورد حمايت وي‍ژه رسانه هاي غربي قرار داشت با اعلام موضوع تقلب گسترده در انتخابات سر منشا حوادث ناگواري در طول نه ماه گذشته شد.

+ نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند1388ساعت 23:14 توسط مهدی حق خواه |

(آهستان)

چند روز پيش فيلمي به دستم رسيد از حوادث تلخ عاشوراي امسال. فيلمي كه واقعا دلخراش و غيرقابل تحمل بود. در اين فيلم صحنه‌هايي كوتاه و تاسف‌بار از ضرب و شتم ماموران نيروي انتظامي و نيروهاي بسيج توسط مردم خداجوي سبز ديده مي‌شود. صحنه‌هايي كه خداجويان سبز حامي موسوي، بر سر و صورت مامور نيروي انتظامي مي‌كوبند و از او مي‌خواهند تا به رهبر انقلاب توهين كند!

البته دلخراش ترين صحنه اين فيلم جايي است كه جمعي از مردم خداجوي سبز به يك بسيجي تنها، وحشيانه حمله مي‌كنند و بعد از آنكه به اندازه كافي بر سر و صورتش مي‌كوبند و خونينش مي‌كنند، او را برهنه مي‌كنند! بله درست خوانده‌ايد، مردم خداجوي سبز، يك بسيجي را در روز عاشورا برهنه مي‌كنند و با افتخار تمام از او عكس و فيلم يادگاري مي‌گيرند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 16:38 توسط مهدی حق خواه |

 

حوادث چند ماه گذشته، جداي از همه‌ي ضررها و منافعي كه براي مردم و كشور ما داشت، يك فايده خيلي خيلي خوب براي پيشرفت برخي علوم دانشگاهي داشت كه البته اين پيشرفت علمي را حقيقتا مديون نخبه‌هاي سبز هستيم!

سبزها در چند ماه گذشته، معيارهاي جديدي براي اعلام تعداد حاضران و افراد شركت كننده در راهپيمايي‌هاي مختلف ارائه كرده‌اند كه انقلابي را در علم آمار و رياضيات و منطق به وجود آورده است. معيار آنها هم به اين ترتيب است كه هر جا سبزها به خيابان بيايند، آمار خود را ميليوني اعلام مي‌كنند حتي اگر صد نفر باشند! اما در مقابل، اگر ميليون‌ها نفر به خيابان بيايند، آمار را 100 نفر اعلام مي كنند!

مثلا بعد از تشييع پيكر آقاي منتظري در قم، بلافاصله سبزها جمعيت مردم را يك ميليون نفر اعلام كردند! البته عده‌اي هم گفتند پانصد هزار نفر و عده‌اي ديگر صدهاهزار نفر را تخمين زدند! همه اين آمار و ارقام در حالي بود كه جمعيت تشييع كننده، علاوه بر صحن حرم، در حد فاصل بين حرم تا كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي ايستاده بودند كه ما يك مقدار ديگر هم به سبزها ارفاق مي‌كنيم و مي‌گوييم تا ميدان شهدا. كل اين مسير به يك كيلومتر هم نمي‌رسد! آن وقت در نظر بگيريد خيابان يك كيلومتري و جمعيت يك ميليون نفري؟

حالا همين شهر قم را در روز 9 دي در نظر بگيريد. از همان دقائق ابتدايي كاملا مشخص بود كه اين راهپيمايي قابل مقايسه با هيچ راهپيمايي ديگري نيست، همان طوري كه تصاوير و فيلم‌هاي مختلف زميني و هوايي هم نشان دادند. ميدان شهيد مطهري كه مملو از جمعيت بود و راهپيمايان بسياري از اين ميدان به سمت بازار و به سمت حرم حركت كردند كه اين جمعيت حتي از حرم هم گذشتند و به سمت خيابان‌هاي ديگر رفتند…

تهران 25 خرداد: بزرگترين تجمع سبزها در روزهاي بعد از انتخابات، مربوط مي‌شود به روز 25 خرداد كه هنوز شور و حال انتخابات از بين نرفته بود و سبزهاي معترض در حد فاصل بين ميدان انقلاب تا ميدان آزادي حضور داشتند. طول اين مسير هم تقريبا 6 يا 7 كيلومتر است. سبزها آمارهاي متفاوت و عجيب و غريبي از آن روز ارائه كرده‌اند. مثلا احمد شيرزاد نماينده سابق اصفهان، جمعيت را چيزي حدود يك ميليون نفر اعلام كرد. بقيه سبزها هم هر كدام يك چيزي گفتند، از يك ميليون گرفته تا دو ميلون و سه ميليون و حتي بيشتر! پس توجه داشته باشيد كه طبق معيار سبزها، جمعيت مردم در يك مسير 6 يا 7 كيلومتري، بايد چيزي در حدود يك ميليون تا سه ميليون باشد!

25 خرداد، 9 دي

حالا همين تهران روز نهم دي: مردم از ميدان امام حسين به سمت ميدان انقلاب حركت كردند و از آن طرف هم تا حوالي ميدان آزادي مي‌رسيدند. ما اين مسير را كمي فشرده مي‌كنيم و مي‌گوييم از پل چوبي يا پيچ شميران تا دانشگاه شريف. طول مسير هم بيشتر از 10 كيلومتر است، يعني چيزي دوبرابر مسير 25 خرداد! تقريبا تمامي اين مسير را هم هليكوپتر به صورت مستمر نشان داد. فعلا هم كاري به خيابان كارگر جنوبي و خيابان ولي‌عصر و … نداريم. فقط به همان مسير مستقيم نگاه مي‌كنيم. سبزهاي با منطق، اين جمعيت ميليوني را در روز نهم دي تخمين مي‌زنند: 100 هزار نفر! 200 هزار نفر! و اگر خيلي با انصاف باشند مي‌گويند 400 هزار نفر!

حالا معني انقلاب علمي سبزها را متوجه شديد؟ بي‌جهت نيست كه هر چه دكتر و مهندس و پروفسور و فول پروفسور داريم همه سبز هستند! پس نتيجه مي‌گيريم كه در رياضيات سبز هميشه:

13 ميليون بزرگتر از 24 ميليون است!

يك كيلومتر بزرگتر از 5 كيلومتر است!

6 كيلومتر، بزرگتر از 12 كيلومتر است!

با عرض معذرت، اگر به نتايج بالا نرسيديد، حتما در عقل و هوش و سوادتان شك كنيد!

+ نوشته شده در یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 16:35 توسط مهدی حق خواه |

ژانویه 28, 2010 بدست اميد حسيني

بسياري از آدم‌هايي كه اين روزها براي آقاي منتظري گريه و زاري مي‌كنند، اصلا كاري به مرجعيت و روحانيت و نظرات فقهي وي نداشته و ندارند. آنها در اين مدت فقط از طرف آقاي منتظري مي‌توانستند مخالفت خود را با نظام و رهبري نشان دهند و در  حقيقت مي‌خواستند زير سايه آقاي منتظري، مخالفت خود را با امام خميني و راه او نشان بدهند.

اين آدم‌ها اين روزها، دائما از وجود ديكتاتوري گله و شكايت مي‌كنند و ما را متهم به ديكتاتوري مي‌كنند. عده‌اي هم (مخصوصا نسل جوان) با شنيدن اظهارات چنين آدم‌هايي ممكن است دچار شك و ترديد شوند. جوان‌هايي كه روزگار سابق اين آقايان را نديده و نظرات افراطي آنها را نخوانده‌اند.

به همين دليل تصميم گرفتم بخشهايي از نظرات آقاي منتظري را درباره «ولايت فقيه و دايره اختيارات ولي فقيه و نيز حدود اختيار ساير افراد از جمله رييس جمهور در برابر ولي‌فقيه» بنويسم تا خودتان ببينيد حكومتي كه قرار بود آقاي منتظري ولي فقيهش باشد چه ويژگي‌هايي داشت و ايشان چه مقدار براي ساير آدمها و مسولان حق و حقوق و آزادي و اختيار قائل بودند؟! شايد معنا و مفهوم واقعي ديكتاتوري براي همه ما مشخص شود! (براي بررسي نظريات و نقد نظريات آقاي منتظري، مي‌توانيد به كتاب نقد شماره هفتم، ويژه فقه دولت، تابستان 77 مراجعه كنيد)

از همه خواهش مي‌كنم كه حوصله داشته باشند و علي‌رغم طولاني بودن اين مطلب، آنرا به دقت بخوانند و خودشان قضاوت كنند. ضمنا به ادبيات خاص آقاي منتظري براي اشاره به مسئولان كشور و مخصوصا به رييس جمهور دقت كنيد!

در ديدگاه فقهي آقاي منتظري، رئيس جمهور نه تنها هيچ استقلالي از حيث مشروعيت و دايره اختيارات نسبت به رهبري ندارد، بلكه تنها عامل و كارگزار ولي فقيه است.(دراسات في ولايت فقيه ج2 فصل 3 ص 51 )

ايشان تصريح مي‌كنند كه وزن و نقش ولي فقيه در جمهوري اسلامي، از نوع تشريفاتي شاه در حكومت‌هاي مشروطه از قبيل ملكه انگليس نيست كه صرفا وجود تشريفاتي و نمايشي و نماد وحدت ملي باشد و بهترين امكانات در اختيار او باشد بي‌آنكه مسئوليت عملي و حق دخالت در حكومت متوجه او باشد. در حكومت اسلامي، مسئول اصلي و واقعي نظام، رهبر و ولي فقيه است و قوه مجريه ، رئيس جمهور ، وزرا، استانداران، مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي و همه و همه بازوان حكومتي و ايادي رهبر و به فرمان اويند و مقام رهبري به منزله راس مخروط حكومت بر همه قوا، اشراف كامل (اشرافا تاما) دارد.

از آنجا كه رئيس جمهور و دولتش در واقع كارگزاران و بازوي اجرايي رهبرند طبيعي‌تر آن است كه توسط رهبري منصوب شود زيرا بار مسئوليت در اصل بر عهده رهبر است و اوست كه بايد افرادي را كه در طرز تفكر و حتي سليقه سياسي مديريتي هم سنخ او باشند برگزيند تا راحت تر با آنان كار كند! (ولايت فقيه قصل 4 ص 114)

آقاي منتظري همچنين در دفاع از اين اصل كه كانون قانون اساسي، اصل ولايت فقيه است و قانون بدون ولايت فقيه، ساقط و بي‌اعتبار است در پاسخ به جريان سازي افرادي چون مقدم مراغه‌اي، بني صدر و عزت‌الله سحابي در مجلس، اظهار داشتند:«ما آن قانون اساسي را كه در آن ولايت فقيه و مساله اينكه تمام قوانين بر اساس كتاب و سنت نباشد، اصلا تصويب نخواهيم كرد بلكه ما يك قانون اساسي را تصويب خواهيم كرد كه اصلا ملاك آن مساله ولايت فقيه باشد. اصلا اگر پايه طرح قانون اساسي بر اساس اين مسائل نباشد، از نظر ما ساقط و بي اعتبار است. اگر هم بر فرض كسي بگويد چنين قانون اساسي، آخوندي است، بله ما آخونديم. آخوندي باشد. ما مي‌خواهيم صد در صد اسلامي و بر اساس ولايت فقيه باشد» (مشروح مذاكرات مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي ج 1 ص 107 )

ايشان همچنين مخالف نقش مجلس در تشخيص عدم صلاحيت رييس جمهور بود و اعتقاد داشت كه خود رهبر بايد مستقيما رييس‌جمهور را عزل كند! وي در اعتراض به پايين بودن اختيارات ولي فقيه در قانون اساسي گفت:«اينجا براي رهبر يك وظيفه و شاني درست كرديد ولي همه‌اش توخالي و ظاهري است و هيچ شاني نيست. براي اينكه اولا اگر رييس جمهور متهم به يك جرمي باشد، به مجلس شورا چه مربوط است؟! و اما در مورد شوراي عالي قضايي ، جرم كه در دادگاه عالي قضائي ثابت شد ديگر عزلش احتياج به رهبر ندارد؟! خوب هر بقالي هم چنانچه از رييس جمهور شكايت كرد و معلوم شد مجرم است او را كنار بگذارند، شما براي رهبر مقام و شاني قائل نشده‌ايد و اين يك امر تشريفاتي و زايد شده است. آنچه در اين اصل مهم بوده، آن جهت است كه تاييد كانديداهاي رياست جمهوري بايد از طرف رهبر باشد! براي اينكه حكومت ، حكومت اسلامي است. من پيشنهاد مي كنم اين عبارت بايد قطعا به اختيارات رهبري اضافه شود كه: تاييد كانديداها براي رياست جمهوري به منظور اسلامي بودن حكومت و ضمانت اجرايي آن! شما يك چيز لازم را حذف كرده‌ايد و يك چيز لغو را اضافه نموده‌ايد. آيا رهبر از يك بقال پايين‌تر است؟!» (مشروح مذاكرات مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي)

آقاي منتظري همچنين در پاسخ به برخي اعضاي مجلس خبرگان، آنها را غربزده خواند و شان بالاي رهبري را يادآوري كرد و گفت:«حكومت اگر بخواهد اسلامي باشد بايد متكي باشد به رهبري كه از طرف خدا معين شده ولو به واسطه. اگر به يك رييس جمهور تمام ملت هم به او راي بدهند و ولي فقيه و مجتهد روي رياست جمهوري او صحه نگذارد، اين براي بنده هيچ ضمانت اجرا ندارد و از آن حكومت‌هاي جابرانه‌اي مي‌شود كه بر طبق آن عمل نخواهد شد. اگر اين كار را نكنيد حكومت اسلامي نيست. جمهوري هست اما جمهوري اسلامي نيست. بياييد به وظيفه اسلاميمان عمل كنيم. اروپا چه مي‌گويد و حاكميت ملي چه مي گويند و دو تا بچه نفهم چه مي‌گويند! اينها در واقع جزء ملت ايران نيستند»

ايشان حتي اعتقاد داشتند كه تمامي كانديداهاي رياست جمهوري را هم بايد ولي فقيه معرفي كند!:«ما وقتي مي‌خواستيم شرايط رييس جمهور را معين كنيم، عده‌اي گفتند شرايط او غير از ايراني‌الاصل بودن و مسلمان بودن، چيز ديگري نباشد و ما جرات نكرديم بگوئيم رييس جمهور بايد فقيه هم باشد! ما در اينجا اصرار كرديم كه لااقل رييس جمهور از طرف يك فقيه كانديدا شود! يعني ما گفته‌ايم كساني كه مي‌خواهند كانديداي رياست جمهوري بشوند از طرف ولي فقيه بايد تاييد شوند. مثلا بگويد ده نفر، بيست نفر را به عنوان كانديداي رياست جمهوري تاييد مي‌كنم و هركس راي بيشتري آورد انتخاب مي‌شود! ولي به هر حال عده‌اي حاضر نشدند كه از وظايف فقيه، اين هم باشد. بنابراين در شرايط رييس جمهور نه فقاهت را ذكر كرده‌ايد نه تاييد فقيه را. متاسفانه شما در شرايط رييس جمهور، شرط فقاهت را نگذاشته‌ايد و نگفته‌ايد كه لااقل فقيه او را تاييد كند. آنوقت ما بياييم قدرت مملكت را به دست يك آدم الدنگ بدهيم كه از قدرتش سو‌استفاده كند. خري را ببريم بالاي بام كه ديگر نتوانيم آنرا پايين بياوريم! آدم مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي‌ترسد و جرات نمي‌كند قدرت و زمام مملكتش را به دست كسي كه فقاهت ندارد و به علوم اسلام آشنا نيست بدهد»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 16:0 توسط مهدی حق خواه |

فرزند شهید دستغیب: بخاطر عدم ارتباط با مسجد آتشیها میرحسین دو سال مرا معطل کرد.

  شهيد دستغيب وقتي که آيت الله خامنه اي در سال 1360 مي خواستند رييس جمهوري شوند در مورد ايشان مي گفت که آيت الله خامنه اي فردي است که هواي نفس ندارد و بنده مخلص خداست.

فرزند شهيد دستغيب گفت: شهيد دستغيب پنج پسر به نام هاي سيد هاشم ، سيد محمود ، سيد محمد هادي ، سيد محمدعلي ، سيد بهاء الدين و سه دختر به نام هاي صديقه ، بتول و زهرا بيگم دارد و به غير از اين ها احدي حق ندارد خود را به عنوان بيت شهيد دستغيب معرفي کند.

وي ادامه داد: موضع گيري هاي سيد علي محمد دستغيب درست نيست و اين موضع گيري ها همسو با مشي و انديشه شهيد دستغيب نمي باشد و اگر شهيد امروز بود، با اين موضع گيري ها مخالفت مي کرد.

وي افزود: در زمان انتخابات، يکي از آقايان که از منسوبين ما بودند و از نام شهيد دستغيب هم استفاده هاي زيادي کردند، مي گفتند به هر ماشيني 80 تا 100 هزار تومان داده است که به نفع ميرحسين موسوي شعار بدهند که اين با اعتراض ما مواجه شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 28 دی1388ساعت 20:12 توسط مهدی حق خواه |

رسایی در نطق میان دستور مجلس:
آقای‌هاشمی! برخلاف امروز در سال60 رسما یک مرجع‌تقلید را عزل کردید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نماينده مردم تهران، ري، اسلام شهر و شميرانات در مجلس شوراي اسلامي گفت:آقاي هاشمي شما در حالي درباره اقدام جامعه مدرسين که بر اساس وظيفه ذاتي و انقلابي اش بوده ، به فاصله يک روز اظهار نظر کرده و آن را زير سئوال برده ايد که به عنوان رييس مجلس خبرگان رهبري درباره حوادث کودتاي روز عاشورا سکوت کرده ايد؟!
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 دی1388ساعت 3:7 توسط مهدی حق خواه |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت 13:26 توسط مهدی حق خواه |

هاشمی رفسنجانی: درست است که پیش نویس نامه رضایی از من بود امّا در بیانیه میرحسین هیچ نقشی نداشتم

سید میرحسین سبزیان فر ، غیرتی شده است ؛ و این خیلی طبیعی است که یک انسان غیرتمند به خروش بیفتد. راستی آیا این انصاف بود که در جلوی 200 میلیون نفر ناموس یک فرد به نمایش گذاشته شود و زیر سوال برده شود؟؟ قطعا شما هم اگر جای میر بودید چنین می کردید .قطعا احساس خطر می کردید و قطعا ...  .

نه بابا بد فهمیدی ! ناموسی که میرحسین را به غیرت واداشت هاشمی بود نه رهنورد! نشان دادن کپی عکس 3
در 4، رهنورد که از زنان پیشرو فمنیزم در ایران و از زنان روشنفکر ودائم الحضور در میادین مختلف است قطعا همسرش را غیرتی نمی کرد؛ بلکه مشکل زمکانی شروع شد که عمو احمد از عمو اکبر نام برد و کاندیداهای دیگر را کوتوله هایی دانست که هاشمی به میدان فرستاده است!!!  آن روزها امثال من ظرافت این سخن را درک نمی کردیم اما..

بیانیه هفدهم میر و نامه اخیر محسن که ترجمان خطبه های وحدت شکن نماز جمعه سبز نشان هاشمی بود تایید موکدی بر سخنان احمدی نژاد بود...

راستی ! آقا محسن من به یاد اس ام اس های ایام قبل از انتخابات افتادم:مثلث ما نمی توانیم ـ که جام زهر را به امام تعارف کردند ـ ااز چه رو در برابر شعار ما می توانیم به تکرار سناریوی جام زهر می اندیشند؟؟؟؟؟

ما اکثر العبر و اقل الاعتبار!!!

آقا محسن امید که ما اشتباه کرده باشیم و تحلیل های ما چیز باشد!

+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت 2:18 توسط مهدی حق خواه |

امام در منشور روحانیت به صراحت می فرمایند:«ان شاء اللَّه در بين جامعه مدرسين و طلاب انقلابى اختلافى نيست، اگر باشد بر سر چيست؟ بر سر اصول يا بر سر سليقه‏ها؟ آيا مدرسين محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‏هاى علميه بوده‏اند- نعوذباللَّه- به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‏اند؟ مگر همانها نبودند كه در كوران مبارزه حكم به غيرقانونى بودن سلطنت دادند؟ مگر همانها نبودند كه وقتى يك روحانى به ظاهر در منصب مرجعيت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفى كردند؟ آيا مدرسين عزيز از جبهه و رزمندگان پشتيبانى ننمودند؟ اگر خداى ناكرده اينها شكسته شوند چه نيرويى جاى آنان را خواهد گرفت؟ و آيا ايادى استكبار، روحانى نماهايى را كه تا حد مرجعيت تقويت نموده است، فرد ديگرى را بر حوزه‏ها حاكم نمى‏كنند؟ و يا آنها كه در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‏اند و نه از شهادت عزيزان متأثر شده‏اند و با خيالى راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‏اند مى‏توانند در آينده پشتوانه انقلاب اسلامى باشند؟»

منشور روحانیت امام راحل که تندی های فراوان به متحجران و مقدس نمایان و لیبرال ها دارد، این گونه در خود تجلیل از جامعه مدرسین را به یادگار گذاشته است. امام در نامه مورخ 7/2/1368 خطاب به آیت الله مشکینی تصریح کرده بودند:«اگر آنان(فرزندان انقلابی ام) جذب آقایان محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکایی اند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت 1:49 توسط مهدی حق خواه |

حسین حوثی، نصرالله یمن !  

 سیدحسین حوثی پس از اینکه به ایران آمده و کتب امام خمینی را مطالعه کرده می‌گوید کتاب‌های امام مقدس است و ما باید از جمهوری‌اسلامی الگو‌برداری کنیم. به همین علت است که حکومت یمن می‌گوید حوثی‌ها مجوس هستند، ایرانی هستند، باید به اصفهان برگردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 دی1388ساعت 1:3 توسط مهدی حق خواه |

به گزارش جهان میرحسین موسوی در آخرین بیانیه خود با اشاره به عملکرد اغتشاش گران نوشت:

"عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست. "

اما انتشار تصاویر مختلفی از حمله عده ای از اراذل و اوباش به مردم عزادار و پلیس که بیشتر آنها جوانانی هستند که دوران خدمت سربازی خود را طی می کنند، نشان می دهد که کاندیدای مغلوب و مغرور انتخابات هنوز هم حاضر نیست با شجاعت مسئولیت آتشی را که افروخته بپذیرد.

در ادامه یکی از ده ها فیلم حمله وحشیانه به مردم و نیروی انتظامی توسط عده ای اراذل و اوباش که خود را حامی موسوی می دانند، ملاحظه می کنید.
فیلم کامل 

براستی چرا رسانه های مدعی بی طرفی چنین تصاویری را نمایش نمی دهند.

گفتنی است در چند روز گذشته فیلم فرار یک فرد ناشناس که ادعا می شود از سربازان نیروی انتظامی است از حمله وحشیانه عده ای از اراذل و اوباش به خبر اول رسانه های بیگانه مانند CNN تبدیل شد.

 با ملاحظه فیلم  آن مشخص می شود فرد مورد اشاره در حال فرار و نجات جان خود است و در بین راه با یک فرد ناخواسته تصادف کرده و وی را مجروح نموده است.

+ نوشته شده در یکشنبه 13 دی1388ساعت 4:26 توسط مهدی حق خواه |

نمي‌دانم چرا آقاي توهم قرار نيست دست از دروغ بردارد و چرا جرات ندارد واقعيت را بگويد؟ برخلاف ادعاي دروغ آقاي چيز، واقعيت اين است كه عزاداران ميرحسيني، در روز عاشورا «ميرحسين گويان!» و با خشونت و با شعار عليه نظام و رهبري، در مسيرهايي حركت ‌كردند كه قبلا محسن سازگارا انتخاب كرده بود! مدركش هم سايت‌ها و وبلاگ‌هاي سبزي كه از يك هفته قبل از عاشورا، داشتند برنامه‌ريزي مي‌كردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 20:28 توسط مهدی حق خواه |

بیانیه اخیر میرحسین موسوی ، نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری را که به مناسبت حوادث عاشورای تهران صادر شد را می توان در یک کلمه"نرمش بدون سازش" از سوی میرحسین توصیف کرد. 

موسوی سعی می کند با به رخ کشیدن این نکته که "بدون اطلاعیه وبیانیه" هم "مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است"، به "هواداران نظریه دستگیری فوری موسوی-کروبی" بگوید دستگیری او، کروبی و حتی خاتمی فایده ای برای برای فرونشاندن فتنه بعد از انتخابات خرداد 1388 ندارد.


برخلاف بیانیه های سابق، میرحسین از موضوع "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" سخن نمی گوید، بلکه آشفتگی ها و بحران های امشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود را به رخ مخاطبان خود در نظام می کشد.

موسوی در این بیانیه، نوک حمله خود را متوجه "صداوسیما" کرده است، میرحسین در این بیانیه، دو بار به صراحت، صدا و سیما را با صفت "بی عقل" معرفی می کند، صداوسیمایی که از نظر موسوی مهمترین عامل "به رسمیت نشناختن بحران جدی در کشور است" و تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.

 
موسوی برای اولین بار پیشنهاد "آشتی ملی" را می دهد اما بسیار دقت می کند این پیشنهاد آشتی جویانه از نظر هوادارانش، "سازش" تلقی نشود.

موسوی در این باره تصریح می کند:"راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است"

 به نظر می رسد اصلی ترین فراز بیانیه موسوی در اولین گزینه پیشنهادی اش برای رفع بحران موجود نهفته باشد، میرحسین موسوی تلویحا ایده "عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد" را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند.

آن جایی که می نویسد : "اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد." معنی این "مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده" در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز "تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی" باشد.

جالب این است که موسوی برای ترغیب تصمیم گیران نظام به عملی شدن این ایده، صرفا این پیشنهاد را "دلسوزانه و حکیمانه" مطرح می کند و برای آسان شدن تحقق ایده عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد، اجرای آن را بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و دادوستد سیاسی و ..می داند.
 
 موسوی در این باره نوشته است:همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می‌تواند اجرایی شود.
 
سایر پیشنهادات موسوی همچون آزادی زندانیان سیاسی و اصلاح سازوکارها و قوانین انتخاباتی و رفع محدودیت رسانه ها و...عملا تکرار راه حل های هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر 1388 است و چیزی افزون بر آنها ندارد، نکته دیگر این است که میرحسین بعد از هفت ماه به این نتیجه رسید که "فهرست پیشنهادات خود برای آشتی ملی" را عرضه کند، ولی هاشمی رفسنجانی در اولین تریبون عمومی که بعد از انتخابات پرچالش ریاست جمهوری یافت، پیشنهادات خود را مطرح کرد.
 
به بیان دیگر ، میرحسین پایان "آبرومندانه" جنبش سبز و پایان مسائل بعد از انتخابات را  در گروی کنار زدن دولت محمود احمدی نژاد توسط نهادهای قانونی نظام معرفی می کند.
+ نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 14:36 توسط مهدی حق خواه |

                    

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و هوشمند-با نهایت تاسف خبر کشته شدن تعداد زیادی از برادران متدین و انقلابی و آزاد اندیش این روزگار را شنیدم و گریستم.عده ای زورمدار به نام دین خدا تعداد کثیری از برادران ما را که سالهای سال در عرصه ی انقلاب و جهاد و مبارزه با طاغوت جان و مالشان را در طبق اخلاص نهاده بودند از دم تیغ گذراندند.چه بر سر آموزه های پیامبر اکرم (ره) آمده است که اکنون برخی با نام آن بزرگوار دست به لشکر کشی زده و هم میهنان آزاد اندیش خود را به خاک و خون می کشند.چه بر سر آرمانهای دین فرخنده ی ما آمده است که اینگونه خون و آبروی مسلمان محترم شمرده نمی شود.

این خیال باطل که حق فقط ماییم و دیگران باید مانند ما اندیشه کنند امروز دیگر محلی از اعراب ندارد.هنوز فراموش نشده است که در  جمع سیصد نفری غدیر  و در نمایشی که توجه هیچکس را جلب نکرد چگونه فرمایش نبی گرامی(ره) باعث سوءاستفاده برخی شد تا برای خودشان حق و حقوقی قائل شوند و به قانون  و خرد جمعی گردن ننهند و به واسطه ی تبریک مصلحتی تنی چند از خواص خود را برتر از دیگران بدانند و امروزه که به اریکه قدرت تکیه داده اند منافع کوچکشان آنها را وادار کند تا هر ندای آزاد اندیشی را در نطفه خفه کنند.

امروزه می بینیم که برخی از خواص دوران رسول مکرّم(ره) که عمری در رکاب آن حضرت بوده اند، آنگونه از حکومت رانده شده اند که  الساعه دیگر حتی نماز هم  نمی خوانند.شخص مبرزی مانند حضرت آقای معاویه چرا باید سالها در انزوای خویش در شام به سختی روزگار گذراند و برخی در کوفه غرق رفاه و مادیات چشم نداشته باشند که این عنصر انقلابی را ببینند و نهایتا بر او هجوم برده در پی حذف کردن او از عرصه ی سیاست باشند.وا اسفا و صد افسوس که قدرت، برخی را بر توسنی سرکش نشانده است که جز خود کسی را نبینند.در این فاجعه بزرگ شاهد بودیم که طرفداران حکومت چگونه آب را بر روی برادران شامی خویش بستند و آنها را به وحشیانه ترین شکل مورد ضرب و شتم قرار دادند  .شاهد بودیم که برای تحریک احساسات مردم، کسانی که  ادعای ولایتمداری داشتند عده ای از خانواده های معلوم الحال را اجیر کردندتا قرآنها را  طی کارناوالی بر سر نیزه هاکنند و بعد از آنها بلوتوث تهیه شود تا علیه پیر نستوه و آزاد اندیش،  انقلابی مبارز جناب آقای معاویه  و فدایی اسلام و مسلمین شیخ عمروعاص پرونده سازی کنند.به راستی کدام عقل سلیمی باور می کند که سپاه مخلص و انقلابی یکی از  کاتبان وحی، چنین عملی را مرتکب شود. در این فتنه برادر کشی همگان دیدند که مدعیان دین و قرآن می خواستند بر حکمیت قرآن گردن ننهندتا جایی که حتی  در لشکر  خود حکومت نیز عده ای آزاد اندیش این کار را برنتافتند و  از این کار تبری جستند و رضای الهی را بر تبعیت از دیکتاتوری ترجیح دادند و به مقابله با فرماندهان خویش برخاستند.

همگان دیدند که مرجع و فقیه  بصیر و عالی قدر ، روحانی آزاد اندیش آیت الله ابوموسی اشعری که سالها مورد بی مهری مدعیان اسلام بود چگونه با استقبال پرشور منادیان حقیقت و آزادی روبرو شد و با درایت خویش، در این فتنه ی بزرگ ،وسیله ای برای پیروزی حقانیت شد.عواقب دروغ و تزویر و تقلب که محصول زیاده خواهی و قانون گریزی عده ای بود خود را نمایانده است و می خواهد نظام اسلام را به مسلخ بکشد.من یقین دارم  جوانان سبزی که زلال حقیقت را نوشیده اند و از سپاه زور و تزویر "خارج" شده اند و بنا به معرفت و بینش اصیل خویش ،مظلومیت شامیان  را لمس کرده اند ، چون من هرگز  تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهند شد و دور نیست که گرد هم جمع گشته  به طور سازمان یافته در پی مقابله با کجروی ها و دروغگویی ها به مبارزه ادامه دهند.

                                   برادر و همراه شما- میرحسین موسوی

+ نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 14:35 توسط مهدی حق خواه |

متن کامل بیانیه جدید میرحسین موسوی بدون هیچگونه دخل و تصرف به شرح زیر است:

بسم الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می‌اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد‌، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 9:51 توسط مهدی حق خواه |

 

دعوا سر حسين اصلي‌‌ست و تشنگان دارند آب مي شوند

خبرگزاري فارس: عليرضا قزوه درباره حوادث و حرمت شكني هاي ديروز تهران شعر سپيدي سروده است.


شام غريبان حسين امشب است...
---------------------------------------

دعوا سر حسين اصلي ست

اگر حسين من تويي سرت كو؟

حسين من سر نداشت

حسين من پشت سرش سايت هاي سبز نداشت

اينجا حسين هاي زيادي مي بينم

حسين من حسين ناز بود

حسين جاز نبود

حسين من

حسين بالاترين نبود

حسين من

حسين ساركوزي نبود

به كربلا رسيده اند جماعت

و دعوا سر حسين اصلي ست

و تشنگان دارند آب مي شوند و

خليفه ها دارند آب مي فروشند و

سايت ها دارند ماهي شان را مي گيرند

از مزرعه خدا

در ظهر كربلا

و شيعيان حسين(ع)

اين بار

به جان حسين افتاده اند

اگر حسين من تويي رأيم كو؟

كه ما رأيت الا رأيي...

اين را كسي مي گويد

كه فكر مي كند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فكر مي كند كه راي او بالاترين است

و فكر مي كند كه مردم ده

گوساله اند

كسي كه جاي زنجير زدن

زنجير انداخته است اين همه سال

و تازه از فرنگ رسيده است

آقاي ليوايز و توييتر و باراك

آقاي آدامس خروس و مك دونالد

تو ايراني نيستي

يكي از شعبه هاي تيري هستي كه خورد

به گلوي اصغر شش ماهه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 8 دی1388ساعت 0:45 توسط مهدی حق خواه |